محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

505

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

استفاده از ابزارآلات نيازمند نيست . پس هيچ چيز به ايمان خداشناسان آسيبى نمىرساند ؛ مگر آن‌كه دانشمندان طبيعت بتوانند چيزى از هيچ بيافرينند ؛ هر گاه آنان توانستند بدون انديشه و به‌كارگيرى ابزار و آزمايشگاه و اعضاى بدن و . . . آفرينشى كنند ، من خود نخستين پرستشگر آنان خواهم بود . به عبارت ديگر بايد به گوهر و حقيقت خدايى كه پرستيده مىشود ، دقت كنيم . اگر او از جنس طبيعت مادى و متغير باشد و يا از جنس افكار و مفاهيم انتزاعى و نظريات ذهنى . . . اگر چنين باشد ، در اين صورت سرنوشت ايمان ناگزير رو به فنا و زوال است ؛ چه دانشمندان راز حيات را كشف كنند چه نكنند . اما اگر خدا نيرويى داراى تمام صفات كمال از جهات گوناگون باشد و خود در همه تاثير گذاشته و از هيچ چيز تاثير نپذيرد و همه به او نياز داشته و خود از همه بىنياز باشد و هيچ چيز شبيه به او نباشد و او مبدأ نخست آفرينش و تدبير جهان باشد ، در اين صورت ايمان به اين خدا ، از محكم‌ترين باورها است و هيچ چيز حتى اكتشاف راز حيات و بلكه اختراع هزار هزار انسان به آن آسيبى نمىرساند : « اى مردم ! مثلى زده شد ، پس بدان گوش فرادهيد : كسانى را كه جز خدا مىخوانيد هرگز حتى مگسى نمىآفرينند هر چند براى آفريدن آن اجتماع كنند و اگر آن مگس چيزى از آنان بربايد نمىتوانند آن را بازپس گيرند طالب و مطلوب هر دو ناتوان‌اند . » « 1 » ( اختاره من شجرة الأنبياء و مشكاة الضّياء و ذؤابة العلياء و سرّة البطحاء و مصابيح الظّلمة و ينابيع الحكمة ) نسل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از خاندان ابراهيم خليل و پاكان

--> ( 1 ) . يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ حج / 22 : 73 .